کتاب استرس و افسردگی

کتاب استرس و افسردگی
1. مفهوم عام استرس: استرس عاملی است که تعادل فیزیکی و روانی را همواره به هم زده و با ایجاد مشکلات روان تنی و مشکلات روانی کارایی فرد را در ابعاد مختلف زندگی مانند شغل، خانواده و اجتماع کاهش میدهد.
2. معنی روانشناسی: تحت فشار روحی و روانی قرار گرفتن.

3. هرچیزی که سبب تغییر در روال عادی زندگی شما شود استرس زا است.
4. افسردگی مجموعه ای از نشانه های روانی و جسمانی است که به صورت اندوه گینی و غم، نا امیدی، سرخوردگی، کم خوابی یا پر خوابی، بی اشتهایی یا پر اشتهایی، نمایان میشود.
5. شخص افسرده انگیزه ای برای زندگی ندارد. مرتب خود را سرزنش میکند و یا خیلی سریع خشمگین و عصبانی میشود.
6. افراد افسرده در صبح بیشتر نشانه ناخوشایندی را از خود نشان میدهند و در آنها اضطراب نیز دیده میشود، این افراد معمولا خود را بدبخت و شکست خورده میدانند، هیچ امیدی به زندگی ندارند، عزت نفس و اعتماد به نفس پایین دارند.
7. انواع افسردگی: اختلال افسرده خویی، فرد حد اقل به مدت 2سال افسرده است، افسردگی فصلی، که با تغییرات فصلی دگرگونی های خلقی روی میدهد. افسردگی بعد از زایمان، که معمولا در 4هفته اول پس از زایمان به وجود میآید البته ممکن است طولانیتر هم بشود در ضمن بعضی از خانم های باردار در طول بارداری هم افسردگی را تجربه میکنند. افسردگی مالیخولیایی، بیتفاوتی در برابر رویدادهای لذت بخش و احساس گناه مفرط.
8. افسردگی شدید یا بالینی، این افسردگی ممکن است هفته ها یا ماهها طول بکشد و نشانه های آن بسیار شدید و عمیق بوده و در زندگی روزمره و شغلی فرد خلل ایجاد کرده و روابط بین فردی و اجتماعی فرد را مختل میکند و شخص افسرده به طور کلی از محیط خود دور میشود، در این نوع افسردگی خلق افسرده و تحریک پذیر، کاهش علاقه به فعالیت های شادی بخش، تغییر وزن، مشکلات خواب یا تغییر در الگوی خواب بیخوابی یا پر خوابی، خستگی و فقدان انرژی و اختلال در تصمیم گیری و عهدم تمرکز و توجه به وجود میآید.
9. افسردگی خویی یا افسردگی خفیف، این افسردگی در مقایسه با نوع اول خفیفتر است و مشخصترین نشانه ی آن خلق افسرده و غمگینی است که فرد در طول روز با آن درگیر است و روز های متمادی وجود دارد، در بزرگسالان حد اقل به مدت 2سال و در کودکان به مدت 1سال و چنین فردی به طور معمول بسیار بد اخلاق، کج خلق و درونگرا است و نمیتواند با اطرافیان روابط خوبی برقرار کند. این نوع افسردگی معمولا از بلوغ شروع میشود و علت آن میتواند به عوامل ژنتیکی، ارتباط نزدیک با افراد افسرده، تغییر در ترشحات مواد مغز، ابتلا به بعضی بیماری های مزمن، زندگی پر استرس، اختلالات شدید خانوادگی، تبعیض و کمبود های عاطفی ربط داشته باشد که نشانه های آن عمدتا به شکل احساس غمگینی زیاد، بدبینی، و نا امیدی، خستگی، تغییرات زیاد اشتها و خواب و اضطراب است. این بیماری در کودکان و نوجوانان ممکن است به شکل زود رنجی و تحریکی پذیری، ضعف حافظه و عدم تمرکز، کمبود اعتماد به نفس و احساس بی ارزشی و گناه، انزوای اجتماعی و گریه کردن و خشم زیاد. در کودکان ممکن است با اختلال بیش فعالی ارتباط داشته باشد نمایان شود.
10. اختلال افسردگی جزءی یا نشانگان افسردگی، در این اختلال ترکیبی از رفتار ها و احساسات افسردگی باهم دیده میشوند وعلایم افسردگی با نشانه کمتر و در دورهای زمانی محدود تر و کوتاه تر به وجود میآید، این نوع افسردگی در همه گروه های سنی دیده میشود و مربوط به سن یا جنس خاصی نیست و شاید شایع ترین نوع افسردگی باشد و هر فردی در طول زندگی خود حد اقل یکبار این افسردگی را تجربه میکند.
11. افسردگی پیش از قائدگی، این افسردگی پیش از دوران قائدگی در دختران و حتی زنان پیش میآید که با علایمی نظیر: خلق متغیر و بی ثبات، اضطراب ، خستگی، عدم تمرکز، تغییرات اشتها و خواب و درد های جسمانی مثل سر درد همراه است که معمولا در هین قائدگی و یا پس از دوران قائدگی از بین میرود.
12. افسردگی بعد از زایمان، اغلب خانم ها بعد از زایمان این حالت را تجربه میکنند .
13. افسردگی دوران یائسگی: معمولا وقتی خانم ها به سنین میانسالی نزدیک میشوند از طرفی به دلیل از دست دادن زیبایی و طراوت و شادابی و از سوی دیگر به دلیل دور شدن فرزندان به دلیل تحصیل، ازدواج، اشتغال و مهاجرت و یا فوت همسر دچار این حالت میشوند و چون در این سنین یائسگی هم اتفاق می افتد که همراه با تغییرات جسمی و هرمنی است باعس تشدید افسردگی و احساس غم در خانم های میانسال میشود، البته بخشی از این افسردگی به دلیل تصورات نا درست واشتباه و یا عدم آگاهی کافی و مناسب از یائسگی است که با آموزش و آماده ساختن خانم های میانسال و تحت نظر پزشک قابل پیشگیری و درمان است واغلب خانم ها میتوانند بدون مشکل شروع و طی نمایند.
14. افسردگی فصلی، به نوعی از افسردگی گفته میشود که مربوط به یک دوره و یا فصل خاص از سال است که عموما فصل پاییز و زمستان میباشد که دلیل اصلی آن کمبود نور خورشید در این فصول است، زیرا با آمدن فصل پاییز و زمستان و کوتاه شدن روز و کم شدن نور خورشید ترشح هرمن ملاتونین در بدن بالا میرود و افزایش میابد، هرمن ملاتونین توسط غده پینهان ساخته و ترشح میشود و نقش مهمی در تنظیم ساعت بیولوژیک بدن دارد، ساعت بیولوژیک بدن معمولا در طولید پروتوئین رشد مو، میزان اشتها، تنظیم درجه حرارت بدن و خواب نقش مهمی دارد، این افسردگی در نوجوانان، جوانان و زنان بیشتر شایع است و در سنین 18 تا 30 سالگی بیشتر بروز میکند و در صورت عدم درمان میتواند عوارز شدیدتر به وجود بیاورد، از مهمترین نشانه های این افسردگی بی حوصلگی، رخوت و سستی و خواب آلودگی، کاهش مقاومت بدن در مقابل بیماری ها، تغییرات رفتاری و فعالیت زیاد و کار افراطی، سرد مزاجی، خشم و عصبانیت و پر خوری در خانم ها، گریان بودن و نا امیدی، درد های مفصلی و مشکلات معده است و بهترین راه درمان در معرض نور خورشید قرار گرفتن در طول روز به مدت 3 تا 4 ساعت میباشد.
15. افسردگی دو قطبی شیدایی افسردگی، این اختلال از دو دوره تشکیل میشود دوره مانی که دوره سرخوشی، شور و شوق، جوش و خروش زنده دلی، سر حالی و برانگیختگی است، دوره دپرسیو که شامل دوره افسردگی، غم، عدم فعالیت، بی علاقگی و دلسردی است. در دوره مانی بیمار بسیار شاد و پر تحرک است و کنترلی و بر رفتار و گفتار خود ندارد، شوخی های بیمزه و خلاف عفت، خنده های بلند و طولانی و شبیه به انفجار، آواز ها و رقص ها، خودمانی شدن بیش از حد و رفتار غیر طبیعی، عدم رعایت اصول اخلاقی و اجتماعی، بی بند و باری، رفتار های جنسی نا مناسب و افراطی و خشم در مقابل عدم همراهی طرف مقابل در انجام رفتار جنسی و تحریک زیاد از نشانه های اصلی این حالت است، بیمار در این دوران با اطرافیان معمولا با نیش و کنایه و تمسخر و انتقاد صحبت کرده، به راحتی دروغ و ناسزا میگوید، داشتن پوشش نامناسب مثل لباس های مندرس و رنگارنگ و زیور آلات زیاد بسیار در فرد بیمار دیده میشود در حالت شدیدتر ممکن است بیمار دست به رفتار های نامناسبتر مثل مالیدن مدفوع خود به در و دیوار بزند، در دوره دپرسیو برعکس حالت فوق افسردگی و غمگینی شدید ظاهر میشود و بیمار مرتب آه و ناله کرده، خود را بیلیاقت میخواند و معتقد است مبتلا به اختلالات جسمی زیاد مثل مستود شدن روده، یخ بستن خون بدنش و غیره شده است، ممکن است از خوردن غذا امتناع کند و افکار منفی مثل خودکشی به ذهنش خطور کند در حالت شدیدتر ممکن است اقدام به خودکشی نماید، این نوع افسردگی معمولا ارثی است اما بعضی از روانپزشکان معتقدند که اختلالات ناشی از عملکرد بخشی از مغز و یا اختلال در ترشح غدد درون ریز، شک های هیجانی، آسیب های مغزی، بیماری های عفونی، سقط جنین و زایمان که سبب بینظمی در ترشح غدد درون ریز میشوند حاملگی و بلوغ میتواند موجب به ایجاد این بیماری شود.
16. علایم و نشانه های افسردگی: حد اقل 5 مورد از موارد به طول مدت 2 هفته دیده شود، 1- کاهش انرژی، اول اولین مرحله در ابتلا به افسردگی ممکن است با کاهش انرژی آغاز شود یعنی اینکه حس کنید به مقدار هفته گذشته یا ماه گذشته انرژی ندارید و ترجیح میدهید پس از کار روزانه بخوابید و یا اینکه بنشینید و تلوزیون تماشا کنید تا اینکه به بیرون بروید یا اینکه ورزش بکنید، 2- خستگی، دومین مرحله، خوابیدن شما را سرحال نمیکند و صبح پس از بیدار شدن احساس خستگی میکنید و در طول روز هم این ادامه دارد به خصوص ساعات اولیه روز و وقتی که از سر کار به خانه برمیگردید فکر میکنید یک ماشین سنگین پر از بار از رویتان رد شده، مدام خمیازه میکشید و در حال چرت زدن و خمودگی هستید، این احساس ناتوانی و کوفتگی بیدلیل اصتلاحً سندرم خستگی مزمن نیز میگویند. 3- بیغراری یا برعکس کندی حرکات، یعنی قدم زدن، شکاندن، پیچاندن و فشار دادن انگشت ها و دست ها، و با انگشت روی میز زدن و یا برعکس کار های عادی مثل مسواک زدن را نسبت به قبل کندتر انجام دادن. 4- بی تمرکزی و عدم تصمیم گیری و ضعف حافظه، حتی در مورد ساده ترین مسائل مثل پوشیدن لباس برای بیرون رفتن از منزل دچار دودلی و تردید میشوید و در ضمن نمیتوانید حتی روی خواندن یک صفحه کتاب یا گوش دادن کوتاه مدت به یک سخنرانی یا خبر تمرکز کنید و وقتی به خود میآیید میبینید مدت طولانی است روی یک صفحه کتاب خیره شده اید، در کنار این مشکلات ضعف حافظه و فراموشی رنج شما را بیشتر میکند ساده ترین مسائل یا حتی کارهای روزمره را فراموش میکنید و یادگیری و یادآوری برایتان بسیار سخت میشود. 5- بی تفاوتی، توجه نکردن به سر و وضع و نا مرتب بودن عدم پرداخت قبوض و اقصاد، اهمیت ندادن به قرار ها و برنامه های کاری و زندگی. 6- بدبینی و منفی بافی، همه با من بد هستند همه روزهایم بد میگزرند همه مشکلات امروز به من روی آورده از من بدبخت تر وجود ندارد و .... 7- اضطراب و نگرانی برای عادیترین کارها، مثل درست کردن غذا و پیشبینی کردن اتفاقات و یا احتمالا منفی برای خود مثل پنچر و خراب شدن ماشین و از این دست تصاویر. 8- فکر کردن به مرگ و وقایع ناراحت کننده و داشتن تصورات منفی، مثل فکر کردن به مراسم خاکسپاری خود، یعنی اینکه در تصورات خود فکر میکنید مرده اید و شما را درون قبر گذاشته اند و حتی رفتار ها و حرکات کلیه اقوام و اطرافیان را در مراسم خود متصور میشوید. 9- مشکلات خواب، در وقت معمول به تخت خود میروید اما نیمه های شب حدود ساعت 2 بیدار میشوید و دیگر نمیتوانید بخوابید این مشکل ممکن است تا صبح چند بار اتفاق بیفتد و یا برعکس پرخوابی بیش از 10 تا 12 ساعت میخوابید اما باز هم احساس خستگی میکنید. 10- عدم توانایی لذت بردن، از هیچ چیز لذت نمیبرید، حتی فعالیت هایی که قبلً برایتان لذت بخش بود به هیچ کاری تمایل ندارید ب و برای کارهای ضروری خود را به زور میکشید و حول میدهید، حوصله جواب دادن به تلفن را ندارید و از رفتن به مهمانی امتناع میورزید و اغلب دوست دارید تنها باشید. 11- مشکلات تغذیه، بی اشتهایی، عدم تمایل به خوردن که در نتیجه میتواند کاهش وزن را به همراه داشته باشد و یا در حالت شدیدتر مشکلات جسمانی دیگر نظیر کم خونی، ضعف جسمانی و افت قند خون را به وجود میآورد و یا برعکس دچار پر اشتهایی میشوید به شدت میل به خوردن پیدا میکنید و مرتبا باید دهانتان بجنبد و قالبً دوست دارید غذا های پر کالری را بخورید در نهایت افزایش وزنتان را خواهد داشت. 12- از دست دادن میل جنسی، تمایلات جنسی در اغلب مشکلات روحی کم میشود که هم به دلیل درگیری های فکری و هم به دلیل تغییرات هرمنی است که در بدن اتفاق میافتد، 13- بیماری ها درد های عضلانی و مفصلی، بیماری های عفونی و سرما خوردگی ها مرتب که دلیل اصلی آن میتواند ترشح هرمن کرتیزول باشد که در موقعیت های استرس زا بیشتر ترشح میشود و سبب سرکوبی سیستم ایمنی بدن میشود و بدن در مقابل بیماری ها ناتوان میشود، هرمن آلدوسترون هم سبب کاهش دفع سدیم از بدن شده و در نتیجه سدیم خون و بعد فشار خون در بدن بالا رفته و به این ترتیب بدن برای مقابله با فشار روحی آماده تر میشود که این هم میتواند برای بدن فرد افسرده به دلیل بالا بودن فشار خون خطرناک و مشکل ساز باشد. 14- فکر کردن یا اقدام به خودکشی، در حالت شدیدتر افسردگی فکر کردن به خودکشی و حتی اقدام به آن افزایش میابد و معمولا دو سوم بیماران افسرده به خودکشی فکر میکنند و 10 تا 15% آنها به زندگیشان خاطمه میدهند ودلیل عمده آن وجود احساسات منفی، نا امیدی، از دست دادن کنترل خود، احساس گناه شدید و احساس تنهایی و بیپناهی و فقدان حمایت از خانواده و اجتماع است.
17. علل افسردگی، 1- عوامل ژنتیکی و وراثتی، 2- عوامل زیستی، مغز، غدد درون ریز و هرمن ها. 3- عوامل اجتماعی و محیطی، مانند فقر، تغییرات اساسی در زندگی، استرس های کاری، ناکامی ها، خشم سرکوب شده، کمالگرایی، سوء استفاده جنسی، اختلافات خانوادگی و عدم رضایت زناشویی و طلاق، فوت عزیزان و پایان یک رابطه خوشآیند، درماندگی آموخته شده، شیوه فرزند پروری و بیماری ها و هوش هیجانی پایین و عدم وجود محارت های زندگی که توضیح داده میشوند.
18. ژنتیک و وراثت، آنچه فرد به ارث میبرد افزایش میزان آسیب پذیری در مقابل بیماری است نه آنکه خود بیماری را به ارث ببرد و فقط این افراد از نظر ژنیتیکی آسیبپذیرتر هستند و در معرض عوامل محیطی سریعتر مبتلا میشوند و شاید تعداد زیادی از این افراد مستعد هیچگاه دچار بیماری افسردگی نشوند. با این حال بررسی های انجام شده نشان داده که اگر یکی از دو قلو های همسان مبتلا به افسردگی باشد احتمال ابتلای آن یکی هم 70 تا 80% است و در دو قلو های غیر همسان این میزان در حدود 25% است و اگر یکی از بستگان خونی نزدیک به افسردگی عمده مبتلا باشد ابتلا حدود 14% میباشد و نشان داده که این بیماری از مادر به فرزندش ارث میرسد. با توجه به مطالبی که بیان شد میتوان نتیجه گرفت که وراثت نقش اساسی نه تعیین کننده در بروز افسردگی عمده و دو قطبی دارد و یک عامل در کنار دیگر عوامل است و بیشتر اوقات افسردگی در یک فرد به عوامل دیگر هم بستگی دارد.
19. عوامل زیستی/ مغز/ غدد درون ریز و هرمن ها، تحقیقات نشان داده است که روح و جسم جدا از هم نیستند و از هم تاثیر میپذیرند و همانگونه که فشار های روانی وعصبی میتوانند مشکلات جسمی برای انسان به وجود آورند بسیاری از مشکلات جسمی و اختلال در عملکرد اندام های بدن میتواند زمینه ساز مشکلات روحی از جمله افسردگی باشد. شواهد به دست آمده از علم زیست شناسی و فیزیولوژی بدن نشان میدهد که افسردگی یک اختلال در مغز است ، در مغز انسان مدارها و انتقال دهنده های عصبی هست که مسئول تنظیم افکار و خلق و خو، خوابیدن، اشتها و رفتار هستند و در مغز انسان افسرده این مدار ها از حالت طبیعی خارج شده و ارتباط صحیح بین آنها وجود ندارد، از مهمترین انتقال دهنده ها که در کاهش افسردگی نقش دارند به دوپامین، سرتونین و اندروفین اشاره کرد. دوپامین در کنترل حرکات ارادی، خواب، خلق و خو، توجه و یادگیری نقش دارد و افزایش آن باعس ایجاد هیجان، هوشیاری، سرخوشی، فعالیت حرکتی و کاهش خستگی میشود و کاهش سطح دوپامین در بدن هم میتواند بیماری های مثل پارکینسون یا بیماری مغزی یا اسکیزوفرنی یا اختلال روحی و روانی شدید را به وجود آورد. سرتونین هم انتقال دهنده ای است که در تنظیم خواب و خلق و خو نقش دارد. پایین بودن آن سبب ایجاد افسردگی و بیخوابی میشود. اندروفین هم بدن را در برابر درد مقاوم میکند و احساسات لذت بخش را افزایش میدهد و در موقعیت های استراری مثل مصدومیت زایمان و فعالیت های ورزشی شدید افزایش میابد. غدد آدرنال یا فوق کلیه بیشتر با رفتار ما سرکار دارد و در تنظیم خلق و خو و مواجه شدن با استرس نقش عمده ای دارد، این غده هرمن آدرنالین یا اپینفرین و نورآدرنالین یا نور اپینفرین ترشح میکند که ترشح آنها در بدن فرد را برای آمادگی در شرایط استراری مثل فرار کردن هنگام خطر مهیا میکند، در ضمن کمبود نور اپی نفرین باعس ایجاد افسردگی و زیادیش باعس ایجاد سرخوشی میشود.
20. عوامل اجتماعی و محیطی، فقر- فقر انسان را از پای در میآورد و دلواپسی و نگرانی از پرداخت اقصات، قبوض و بدهی ها میتواند استرس و اضطراب و افسردگی را به ارمقان آورد. تغییرات اساسی در زندگی- مثل ازدواج، بچه دار شدن، نقل مکان، ادامه تحصیل و و تغییر شغل، هر یک از این عوامل به دلایل زیستی، جسمی و روحی میتواند افسردگی را ایجاد کند. اختلافات خانوادگی عدم روابط زناشویی و طلاق- این مشکلات هم بر روی خود افراد و هم باقی اعضای خانواده به خصوص فرزاندان تاثیر نامطلوبی دارد البته طلاق برای بعضی ها رهایی و برای بعضی ها مصیبت به حساب میآید که اگر مصیبت باشد قطعا اوارز نامناسبی به همراه دارد. فوت عزیزان یا پایان یک رابطه خوش آیند- از دست دادن عزیزان و دور شدن از آنها و یا شکست در رابطه های خوشآیند میتواند برای افراد دردناک باشد، البته در این مورد هم شدت آسیب و ایجاد مشکلات روحی روانی بستگی به ویژگی های شخصیتی افراد دارد، مثلا افرادی که وابسته اند و یا از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند بیشتر آسیب میبینند. استرس های شغلی- شغل های پر مشغله و حساس و با ساعات کاری طولانی میتواند علاوه بر مشکلات جسمانی برای افراد اختلالات روحی مثل افسردگی را به همراه داشته باشد. سوء استفاده جنسی- افرادی که در کودکی در معرز تجاوز و سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند و یا قربانی زنای با محارم شده اند به خصوص در صورتی که در همان زمان درمان نشوند در بزرگسالی در معرز ابتلا به افسردگی شدید قرار میگیرند. خشم سرکوب شده- هیجان خشم یکی از قویترین هیجان های انسان است و اگر به صورت صحیح کنترل یا بیرون ریخته نشود و یا سرکوب شوند حتما عوارز منفی مانند افسردگی به همراه خواهد داشت. ناکامی ها- زمانی که در راه ارضای نیاز های خود با مانع رو به رو میشویم و به اهداف خود نمیرسیم و یا موقعیتی را از دست میدهیم دچار ناکامی و شکست میشویم و شکستهای پی در پی میتواند زمینه های ابتلا به افسردگی را ایجاد کنند. کمالگرایی- این افراد معمولا زندگی را بر خود و اطرافیان سخت میگیرند و گرایش افراطی به بی عیب و نقص بودن دارند، ترس از اشتباه کردن و بازنده بودن احساس بی کفایتی و نا امیدی هنگام شکست و جاه طلبی از ویژگی های این افراد است، آنان هیچگاه حس نمیکنند که کارشان را به درستی انجام داده اند و همیشه ناراضی هستند و فکر میکنند هیچوقت نباید دچار خطا و اشتباه شوند. مصرف مواد مخدر و الکل- ثابت شده است مسرف این مواد در مواد شیمیایی مغز تغییر ایجاد میکنند به طور مثال مسرف بیش از حد الکل باعس کاهش ضخیره دوپامین که موجب احساس شادی در بدن میشود در مغز شده و در نهایت افسردگی را ایجاد میکند. بیماری ها و برخی از دارو ها- بیماری های مزمن و حاد میتوانند باعس ایجاد افسردگی شوند. کمبود های عاطفی و درماندگی های آموخته شده- مغز کودکی که با عشق و محبت پر شده با مغز کودکی که با تنبیه، کتک، تحقیر، تبعیض و خشونت پر شده قطعا متفاوت است، عشق و محبت در قسمت هایی که مربوط به رشد خلق و خو و عواطف است اثر میگزارد شاید اصتلاح خود انگاری منفی و درماندگی آموخته شده را شنیده باشید. شیوه فرزند پروری- سبک و شیوه پرورش فرزندان بسیار مهم است و میتواند میزان احساس رضایت و خوشبختی از زندگی را برای سال های بعدی در فرزندان به وجود آورد و یا برعکس اعمال روش های تربیتی نامناسب میتواند سلامت روان فرد را به خطر اندازد بهترین روش برای تربیت کودکان روش آزاد منشانه است و والدینی که از این شیوه استفاده میکنند حد اعتدال را رعایت کرده و به اندازه کافی به فرزند آزادی و حق انتخاب داده و همینطور هم به حد کافی محبت و تشویق میکنند و در نهایت فرزندان این دسته از والدین از سلامت روان و موفقیت بیشتری در دوره بزرگسالی برخوردار میشوند اما والدینی که اینگونه نیستند افرادی مضطرب و افسرده به جامعه تحویل میدهند. هوش هیجانی پایین- هوش هیجانی یعنی شناخت و کنترل عواطف و هیجان های خود که با eq نشان داده میشود فردی که از هوش هیجانی پایین برخوردار است از شناخت و کنترل خود عاجز است چنین فردی علاوه بر عدم تسلط بر نفس خود نمیتواند عواطف و احساسات دیگران را درک کند و برقراری ارتباط مناسب با دیگران ناتوان است و احساس همدلی ندارد و قدرت سازگاری با مشکلات و نا ملایماتی های زندگی در او پایین است. مهارت های زندگی- یعنی توانایی رفتار سازگار و مثبت که افراد را توانمند میسازد که به طور مناسب با نیاز ها و مشکلات زندگی روزمره برخورد نماید.
21. افراد با تیپ شخصیتی a، دائم عصبانی میشوند، تند تند حرف میزنند، همیشه عجله دارند و اغلب به وظایف و مسئولیت های خود می اندیشند.
22. افراد با تیپ شخصیت b، آرام، راحت و بدون تنش هستند.
23. افراد برونگرا، از نظر خلقی افرادی خوش برخورد، خوش گزران، شوخ طبع و خوش خوراک هستند و به همه چیز خوش بینانه نگاه کرده و ظاهر و باطن یکسانی دارند و به دیگران زود دل میبندند و زود هم از آنها دل میکنند و در مسائل عقلی و منطقی زیاد تعمق نمیکنند.
24. افراد درونگرا، این افراد دیر جوش، گوشه گیر، خیال باف هستند، با نیش و کنایه سخن میگویند، به عالم خارج کمتر توجه میکنند و بیشتر در خود فرو میروند، خیلی دیر با دیگران دوست میشوند و البته خیلی دیر دوستی ها را به هم میزنند، افراد کینه توز و بدبینی هستند، نیروی ادراکی عمیق و قوی دارند و بیش از اندازه حساس هستند، این افراد آمادگی ابتلا به افسردگی و حتی اسکیزوفرنی یا بیماری های روحی روانی شدید را دارند.
25. سرسختی روانشناختی، خصوصیت شخصیتی خاصی که سه ویژگی تعهد، مبارزه جویی و حس کنترل دارند و فرد را در برابر فشار روانی مقاوم میکند و به نظر میرسد افرادی که در برابر فشار روانی بسیار مقاوم هستند تحت تاثیر موقعیت های فشار زا نه تنها آسیب روانی نمیبینند بلکه به استقبال آنها هم میروند و این موقعیت ها را برای رشد و پیشرفت خود در زندگی ضروری میدانند.
26. خصایص افراد سرسخت، 1- آنها حس تعهد شخصی به خود، کار، فامیل و دیگر ارزش های با ثبات دارند، 2- آنها احساس میکنند که روی شغل، زندگی و روابطشان کنترل دارند. 3- آنها وقایع زندگی را به عنوان یک سری چالش ها و مبارزه برای پیشرفت ضروری میدانند و باور دارند که دگرگونی در زندگی یک امری است عادی و آن را باید به عنوان فرصتی برای رشد به شمار آورد تا تحدیدی برای احساس ایمنی.
27. شخصیت وصواصی، نظم گرایی، کمالگرایی، دقت افراطی، تمیز کردن مفرط منزل، پیروی از اصول اخلاقی خشک و سخت، غیر قابل انعطاف و بیش از حد جدی و وظیفه شناس، توجه به جزئیات، مقاومت در برابر تغییر، اهل ریسک نبودن، داشتن افکار خورافاتی، دلبستگی زیاد به کار، دو دلی، بسیار مضطرب، وابستگی زیاد به وسایل قدیمی و فرسوده و عدم تمایل به دور ریختن آنها. میتواند عللش وراثتی باشد اما مسائل دیگر مثل وضع هوشی، پایین متوسط و بالای متوسط، عوامل اجتماعی و خانوادگی، مثل داشتن والدینی کمالگرا، از شیر گرفتن ناگهانی و تحقیر، در ایجاد این اختلال تاثیر دارد.
28. شخصیت نمایشی، سابقه طولانی در توجه به خود دارند، در ظاهر جذاب، صمیمی و معاشرتی هستند، اما معمولا دیگران آنها را سطحی و ریا کار میدانند و به نظر میرسد با انجام رفتار های نمایشی به دنبال تحسین و جلب توجه دیگرانند، آنها میتوانند عشوه گر و لوند باشند، اما این رفتار ها به دلیل جلب توجه است تا تمایلات جنسی، این اختلال بیشتر در زنان شایع است، میزان ابتلای این افراد به افسردگی بسیار زیاد است.
29. شخصیت مرزی، این افراد ثبات شخصیتی ندارند، ناپایداری در عواطف و روح و روان آنها وجود دارد، در این افراد احساس مزمن بیهودگی، بیثباتی هیجانی و خلقی، رفتار های تحدید کننده مکرر به خودکشی و یا تظاهر به آسیب رساندن به خود وجود دارد، این افراد دارای هویت آشفته و خود انگاره منفی هستند، احساس کم ارزشی و گاهی هم کمالگرایی در آنها دیده میشود، ولخرجی، رانندگی بیپروا، زیاد خوردن، نداشتن کنترل بر خشم، سوء مصرف مواد روابط جنسی نامناسب و زیاد، افکار پارانویا مانند شک و تردید و بد بینی زیاد از ویژگی های این افراد است.
30. حس شوخ طبعی، فشار روانی کمتری را تجربه میکنند، از سلامت روان بیشتری برخوردارند.
31. علایم افسردگی در کودکان، نگرانی، غم و اندوه، گوشه گیری و غیر فعال شدن، عفت نمرات در کودک دانشآموز، اختلالات یادگیری و عدم تمرکز، درد های جسمانی مانند سردرد، اختلال در خواب و اشتها مانند کاهش و افزایش وزن، خستگی دائمی و کسالت، اعتماد به نفس پایین، کودک خود را دست کم گرفته و سرزنش میکند و افکار منفی دارد و یا احساس گناه میکند، از جمع کناره گیری میکند وبدون علت گریه میکند، بیش از حد عصبانی بوده، در برابر کوچکترین مشکل و اتفاق کوچک واکنش های شدید و غیر طبیعی نشان میدهد، خلق تحریک ناپذیر.
32. افسردگی در نوجوانان، خلق ناشاد، غم و انده، ناراحتی و نگرانی، فقدان علاقه و لذت نسبت به فعالیت های روزمره و اجتماعی است، ویژه نوجوانان—عملکرد ضعیف در مدرسه و افت تحصیلی، کاهش تمرکز و فراموشی، تغییر در تغذیه و الگوی خواب، پر اشتهایی و کم اشتهایی، کم خوابی یا پر خوابی، بی غراری و آشفتگی، عصبانیت و خشم و پرخاشگری و عدم کنترل هیجانات، مشکل در تصمیم گیری و شک و دودلی زیاد، تغییر وزن، انزوا طلبی و گوشه گیری حتی از گروه همسالان، عدم تمایل به حضور در جمع و مهمانی ها، احساس بی ارزشی و تحقیر، به هم ریختگی و عقب افتادگی روانی حرکتی، حساسیت بیش از حد به انتقاد، احساس خستگی زیاد و فقدان انرژی، سوء مصرف مواد و الکل، رفتار ها و روابط جنسی گسترده، عدم رضایت از زندگی، تمایل به استفاده از رنگ های تیره در پوشش و لباس و وسایل و رنگ اتاقش، نوشته ها، اشعار و نقاشی هایی که نشانی از مرگ، نیستی و نا امیدی دارد و داشتن افکار خودکشی و یا اقدام به خودکشی.
33. علل افسردگی نوجوانان، تغییرات جسمانی و بد شکل شدن اندام، افزایش ترشحات هرمنی، اختلافات خانوادگی، طلاق والدین، مرگ عزیزان، بروز برخی از بیماری ها، تغییرات مکانی در محل زندگی و یا محل تحصیل، شیوه نادرست فرزند پروری،
34. علایم افسردگی پس از زایمان، خشم و زود رنجی، تحریکپذیری شدید، اضطراب، توهم و هذیان، اعتماد به نفس پایین، آشفتگی و بیغراری، فکر خودکشی، ناتوانی در مراقبت از بچه، نفرت از نوزاد متولد شده و تلاش برای صدمه زدن به نوزاد،
35. علایم افسردگی در زنان: احساس گناه بیشتر نسبت به مردان، اضطراب، احساس خستگی و بیهودگی، آشفتگی در خواب، از خواب پریدن های مکرر به ویژه در دوران بارداری، اضافه وزن، تغییر در زائقه و تغییر در تمایلات جنسی.
36. علایم افسردگی در مردان: خستگی، کم خوابی یا پر خوابی، اختلال در تمرکز، شکم درد یا کمر درد، کژ خلقی-زود رنجی-پرخاشگری و خسومت، استرس، ناتوانی جنسی، تردید و دودلی، سوء استفاده از مواد و الکل، تشویش-اضطراب و گوشه گیری، فکر خودکشی.
37. دلایلی که تشخیص افسردگی در مردان را سخت میکند: بیمیلی برای بحث در مورد افسردگی، بیماری روانی را تحدیدی برای مردانگی خود میدانند به خصوص اگر این بیماری با ناتوانی جنسی همراه باشد، بروز ندادن علایم و استفاده از مواد مخدر و نوشیدنی های الکلی که باعس پنهان ماندن بیماری میشوند، بروز علایم جسمی، مخالفت با درمان بیماری روانی.
38. دلایل افسردگی شغلی: وظایف طاقت فرسا و واگزاری مسئولیت زیاد بر افراد، ساعات کاری زیاد یا حجم کاری زیاد، تکراری بودن شغل و سالهای زیاد در یک کار ماندن، عدم ترقی و پیشرفت شغل، شعن پایین شغل از نظر مردم و جامعه، عدم ارتباط صمیمی بین کارکنان، فقدان ارتباطات مناسب و دو طرفه از پایین به بالا و برعکس، سخت و غیر قابل انعتاف بودن برنامه ها و آیین نامه ها، شیوه و سبک مدیریت نامناسب، بی توجهی مدیران به کارکنان،ناآشنا بودن فرد با اهداف سازمان، مبهم بودن نقش فرد در سازمان، عوض شدن پی در پی مدیران، تعارض نقش ها، کافی نبودن حقوق و مزایا، قرار گرفتن رابطه به جای ضابطه، تبعیض در اعطای مزایا، عدم وجود امکانات فیزیکی مناسب و فضای نامناسب، مطابق نبودن شغل با انتظارات فرد، عدم امنیت شغلی و نگرانی در مورد آینده، انجام کاری پایینتر از تخصص، عدم شرایط روحی مناسب در کار، احساس بیگاری کشیدن و گیر افتادن در شغل، ویژگی های شخصیتی"افراد تنبل، منفعل، پر توقع و بدون پشت کار و درونگرا" معمولا بیشتر دچار افسردگی میشوند.
39. علایم و نشانه های افسردگی یا فرسودگی شغلی: روزشماری کردن برای روز های تعطیل و استفاده زیاد از مرخصی،نا منظم رفتن به سرکار، کمکاری کردن و برخورد بد با ارباب رجوع، بی اعتمادی و بدبینی به مدیر سازمان، ناسازگاری با همکاران، بیگانگی و بیتفاوتی به دیگران، پرخاشگری و تحریکپذیری زیاد، ناسازگاری با اعضای خانواده، روی آوردن یا مصرف زیاد مواد یا مشروبات الکلی و کشیدن سیگار، افزایش رشوه گیری، افزایش حوادث و سوانح کاری، تنزل در ابعاد معنوی و اخلاقی، بروز درد های عضلانی، سر درد ها، کم خوابی، مشکلات گوارشی، و سرما خوردگی های مکرر و بازنشستگی زودتر از موعد.
40. دلایل افسردگی در سالمندان: عوامل ژنیتیکی و وراثتی، تغییر در فعالیت مغز و افزایش و کاهش ناقل های انرژی، تغییر در میزان ترشحات غدد درون ریز و هرمن ها بدن به خصوص در زنان سالمند که تجربیات مانند بارداری زایمان سقط جنین و یائسگی را داشته اند، بیماری های جسمی که در سالمندی بسیار شایع است، آلزایمر، پارکینسون، سکته مغزی، درد های مفصلی و آرتروز، اختلال در عملکرد حواس، مصرف داروها، از دست دادن عزیزان به علت فوت یا مهاجرت، سبک زندگی، مصرف الکل و مواد مخدر و سیگار، بازنشستگی، انتقال به خانه سالمندان و کمبود های عاطفی.
41. علایم افسردگی در سالمندان: عمده ترین علایم تغییرات خلقی مانند عصبی بودن، تند خویی، خستگی و احساس پوچی است، مشکلات مربوط به حافظه تمرکز و گیجی، کاهش و افزایش اشتها، پر خوابی و بیخوابی که بیشتر بیخوابی دیده میشود، مشکلات درد های جسمی، بیغراری و یا برعکس کندی حرکات، سکوت زیاد و برخی اوقات توهم و هذیان، کاهش علاقه به فعالیت هایی که قبلا برایشان لذت بخش بوده، انزوا طلبی، بدبینی، نا امیدی، آرزوی مرگ، غمگینی و سوگ.
42. شیوه های درمان افسردگی: 1- شناخت درمانی، 2- روان درمانی، 3- رفتار درمانی، 4- دارو درمانی، 5- شوک درمانی، 6- نور درمانی، 7- فشار درمانی، 8- گیاه درمانی.
43. شناخت درمانی، یعنی انجام روش هایی برای معنا دادن به رویداد ها و احساس ها، باور ها و تغییر افکار منفی و باورهای اشتباه.
44. روان درمانی، در این نوع درمان علل ناراحتی های فرد را در انگیزه و تعارضات درونیش جست و جو کرده و و معتقدند افسردگی از ناکامی های دوران کودکی نشعت گرفته و به تجربیات کودکی فرد ربط دارد. این درمان قالبً درمان طولانی مدتی است و به همین دلیل هم برای درمان افسردگی شدید مفید نیست. در این درمان سعی برآن است که تغییرات شخصیتی مهمی در فرد به وجود آید.
45. رفتار درمانی، این درمان معمولا کوتاه مدت است و به شرایط زمانی و مکانی فعلی فرد توجه دارد و بر این فرض استوار است که افراد رفتار های نامناسب را یاد گرفته اند و به همین دلیل هم باید یادگیری این رفتار ها را باطل کرد و رفتار های جدید و مناسب را آموزش داد،.
46. دارو درمانی، دارو درمانی معمولا با شناخت درمانی یا روان درمانی همراه میشود، آمیتریپتلین: اشکال تزریق، قرص و کپسول، اولین آثار ظرف چند ساعت پیدا میشود ولی اثر کامل آن در 2 تا 4 هفته ظاهر میشود و تا شش هفته در بدن فعال است، عوارض- خوابآلودگی، خوشکی دهان، تعریق، تاری دید، تپش قلب، گلو درد، و اختلال در دفع ادرار. سیتالوپرام- به شکل قرص موجود است، آثار اولیه یک هفته و آثار کامل دو تا چهار هفته و هفته ها در مصرف بلند مدت در بدن باقی میماند، عوارض- تعریق، خوشکی دهان، اضطراب، تهوع و اسهال و سوء حازمه. کلومینپرامین- به اشکال قرص، تزریق و کپسول مایع موجود است، آثار آن طی چند روز آشکار شده و تا چهار هفته بعد آثار کامل آشکار میشود و تا دو هفته در بدن فعال است، عوارض- خوابآلودگی، سرگیجه، خوشکی دهان، یبوست و تاری دید. دوسولپین- به شکل قرص و کپسول موجود است، آثار کامل آن دو تا چهار هفته نمایان میشود و چند روز در بدن باقی میماند، عوارض- خوابآلودگی، خوشکی دهان، تعریق تاری دید بیشتر در روز های اول مصرف. فلوکستین- به شکل کپسول و مایع موجود است، اولین آثار طی دو هفته آشکار میشود و آثار کامل تا چهار هفته بعد نمایان میشود و تا شش هفته در بدن فعال است، عوارض- بیخوابی، نا آرامی، سر درد، استفراق و تهوع، کاهش وزن، خوابآلودگی و اختلالات جنسی. ایمیپرامین، این دارو برای شب ادراری هم تجویز میشود، به شکل قرص و مایع موجود است، آثار اولیه طی چند ساعت و آثار کامل طی 2 تا 6 هفته نمایان میشود و تا شش هفته پس از قعط دارو در بدن فعال است، عوارض- تعریق، گر گرفتگی، یبوست، خوشکی دهان، اختلال در دفع ادرار، سرء در ابتدای درمان، تاری دید، سرگیجه و خوابآلودگی. لوفپرامین، به شکل قرص موجود است، آثار اولیه چند ساعت بعد و آثار کامل تا چند هفته بعد در بدن میماند، عوارض- تعریق، گر گرفتگی، خوابآلودگی، خوشکی دهان، و تاری دید. نورتریپتلین، به شکل کپسول و قرص شیاردار موجود است، عوارض- افت فشار، خوابآلودگی، اختشاش ذهنی، اختلال در دفع ادرار، خوشکی دهان، تاری دید، حساسیت به نور. پاروکستین، به شکل قرص موجود است، آثار اولیه هفت تا چهارده روز و آثار کامل سه تا چهار هفته نمایان میشود و تا 24 ساعت در بدن فعال است، عوارض- تهوع، خوابآلودگی، تعریق، لرز، ضعف، اختلالات جنسی، اضطراب، آشفتگی، کاهش وزن اختلال در اشتها و عصبی شدن. ترازودون، به شکل مایع، قرص و کپسول موجود است، آثار اولیه طی چند روز و آثار کامل در چند هفته بعد نمایان میشود، آثار جانبی 24 ساعت پس از قطع از بین میرود در مصرف بلند مدت اثرات ضد افسردگیش چندین هفته در بدن باقی میماند، عوارض- خوابآلودگی، یبوست، اسهال، خوشکی دهان، سر درد، سر گیجه، قش، راست شدن دائمی و درد ناک آلت تناسلی مردان به ندرت.
47. شوک درمان ECT،این درمان در سالهای اخیر چندان مورد تاکید نبوده است اما در مورد انواعی از افسردگی اثربخش است و یا در موارد خاصی از این درمان استفاده میشود که عبارتند از: 1- افسردگی های شدید، 2 زمانی که فرد هذیان میگوید یا در حالت کندی حرکات بیغراری، بیتابی و بیخوابی شدید و یا کاهش شدید وزن قرار دارد، 3 زمانی که فرد هیچ پاسخی به درمان دارویی ندهد و یا به دلیل وجود بیماری دیگری نتوان برایش دارویی تجویز کرد 4 عدم واکنش به موقعیت های شاد، نحوه درمان: این روش بیخطر و بی درد است و با استفاده از داروی بیهوشی ابتدا بیمار را بیهوش کرده و با تزریق داروی دیگری میاهیچه های بدن را شل نموده و سپس جریان الکتریکی به سر فرد وارد میکنند، این درمان بسیار سریع مؤثر واقع میشود و اثر منفی کمی بر روی قلب دارد و فقط ممکن است آسیبی جزئی به حافظه کوتاه مدت برای یک تا دو هفته بزند و گیجی پس از به هوش آمدن به مدت یک ساعت.
48. نور درمانی، قرار دادن فرد در معرض نور فلورسنت سفید است، برای درمان افسردگی فصلی از آن استفاده میشود، به طور معمول آثار طی 3 تا 4 هفته نمایان میشود، عوارض- سر درد، خستگی چشم، تحریکپذیری و بیخوابی، اما اگر درمان در صبح انجام شود عوارض کمتر خواهد شد.
49. فشار درمانی، در این روش با نوک انگشت ها نقاط خاصی از بدن را فشار میدهند، از این روش در ماساژ درمانی و طب سوزنی هم استفاده میشود، با شست یک دست کف دست دیگر را کامل ماساژ دهید از انگشت کوچک تا شست و سپس کف دست را به آرامی مالش دهید سبب آرامش سیستم عصبی میشود.
50. طب سنتی و گیاه درمانی، سویا- عصبانیت را کم کرده، مغز را تقویت میکند، باعس رفع کمخوابی میشود. علف چای یا گل رائی، سمبلتیو یا علف گربه- کاهش تشویش دلهره و نگرانی و رفع تنش و استرس، آرامبخش میباشد. زعفران- اثر مسکن و خوابآور دارد، سبب ایجاد شادی میشود، مصرف زیادی برای اشتها و کلیه مضر است. بادرنجبویه- مفید برای نگرانی، بیغراری، سردرد های عصبی و افسردگی، سبب ازدیاد هوش، حافظه و رفع سکسکه و حزم غذا میشود. انگور، عنبه و ریحان- در کاهش استرس مفید هستند،
پایان کتاب امیر احمدی

تماس با ما

  • آدرس: نیاوران، چهار راه مژده، نبش نجابت جو، پلاک 352، طبقه 4 شمالی
    تلفن : 26851286-021

     ایمیل : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه نشانی پست الکترونیکی خود را در فرم زیر وارد نمایید. پس از آن به صورت خودکار ایمیلی به نشانی شما ارسال میشود، برای تکمیل عضویت خود و تایید صحت نشانی پست الکترونیک وارد شده، می بایست بر روی لینکی که در این ایمیل برایتان ارسال شده کلیک نمایید.