تعارض برای زوجین

 تعارض برای زوجین، تالیف ظهره شیری، چاپ دوم 1388
این کتابچه خلاصه ای از این کتاب مفید میباشد.
تعارض کلامی اگر سازنده باشد نه تنها قابل پذیرش بلکه مطلوب است. زوج هایی که با هم میجنگند با هم میمانند زیرا که میدانند چگونه باهم معقولانه تر بجنگند، زوجهایی که نمیجنگند و مسائلشان را حل نمیکنند ممکن است از نظر هیجانی از یکدیگر فاصله بگیرند.

ترس از تعارض و احساسات همراه با آن میتواند منجر به عدم درگیری در مسائل و عدم درگیری در مسائل میتواند منجر به طلاق هیجانی و نهایتا طلاق قانونی شود.
زوجین در مورد مسائلشان به طور باز و صریح گفت و گو کنند و از نادیده گرفتن آنها به این فرض که مرور زمان حل میشوند امتناع ورزند.
چگونگی مقابله با تعارض در خرسندی و عدم خرسندی زوجین از زندگیشان تاثیر دارد:
مهمترین تفاوت بین زوجین خرسند و نا خرسند این است که همسرشان هنگام بروز مشکلات آنها را درک میکنند.
زوجین خرسند 4 برابر زوجین نا خرسند احساسات و عقایدشان را در هنگام اختلاف نظر بیان میدارند.
زوجین خرسند 7برابر زوجهای نا خرسند احساس میکنند میتوانند اختلافشان را حل کنند.
دو سوم زوجهای خرسند عقاید مشابه در کنار آمدن با اختلافاتشان دارند.
زوجهای خرسند 3 برابر بیشتر احساس میکنند که همسرشان اختلاف نظر ها را جدی میگیرد.
5 مشکل عمده برای حل تعارض در زوجها:
یکی از زوجین به احساس تقصیر در برابر مشکل میرسد.
من برای اجتناب از تعارض از روشم عقب مینشینم.
به نظر میرسد که اختلافات هرگز حل نمیشوند
ما نظرات مختلف در مورد بهترین روش حل اختلاف نظر ها داریم.
ما در مورد موضوعات بی اهمیت مشاجرات جدی داریم.
هرم تعارض:
مرحله مبادله وقایع روزانه: گفت و گوی معمول و روزمره ای است که میان همسران به طور عادی جریان دارد. مبادله اخبار و وقایع بخش مهمی از اطلاعات مورد نیاز همسران را مبادله میکند، اهمیت این گفت و گو زمانی آشکار میشود که به علت سردی روابط، دوری یکی از همسران یا مشغله زیاد این گفت و گو کاهش میابد.

تعارض و هیجانات مربوط به آن:
تعارض جزو ناگزیر روابط انسانی است و هرچه روابط صمیمانه تر باشد تعارض بیشتری محصول آن است. اما بیشتر زوجین از پیامد های آن هراس دارند و مشکل در یادگیری چگونگی مقابله با آن دارند.
یک راه حل مناسبی که استفاده میکنند فرو نشاندن خشم میباشد که از دیدگاه اجتماعی در برخی فرهنگ ها نشان ندادن خشم کار مناسبی میباشد و انسان خوب خشمش را فرو مینشاند، از دیدگاه روان شناختی فرو نشاندن هیجانات منفی با عدم اعتماد به نفس و نا ایمنی انسان در ارتباط است.
تعارض و هیجانات همراه با آن که مهمترین آنها خشم است در روابط انسانی و در روابط زوجی طبیعی است و سرکوب آن مشکلات زیادی را ایجاد میکند. پس ابراز خشم دارای اهمیت است. اما نحوه ابراز آن مهم است.
ابراز خشم میتواند احساس قدرت و توانمندی ایجاد کند و افراد را با این تفکر که در حال انجام کاری سازنده هستند در حالی که واقعا در حال بدتر کردن اوضاع هستند بفریبد.
همچنین ممکن است به افراد اجازه دهد هر کاری را که بخواهد بدون احساس ترس از تلافی و انتقام نسبت به دیگری اعمال کند.

فرایند های مولد تعارض:
فقدان گفت و گو: در یک رابطه صمیمی عدم تبادل عقاید و احساسات موقعیتی ویژه برای همسران ایجاد میکند که آنها مجبور میشوند به نوعی این خلع های ارتباطی را پر کنند. ممکن است ذهن خوانی یا مظنون شدن را جایگزین کنند، اگر فقدان گفت و گو ادامه یابد اعتماد سرکوب شده و هر دو همسر ممکن است مظنون و دفاعی شوند،
فقدان رهبری مؤثر بر تصمیمگیری، فقدان توافق درباره اینکه که چه کسی در مقام مسئولیت و رهبری است و این که کارها چگونه باید پیش بروند و انجام گیرند میتواند منبع تعرض باشد، مثلا اگر همسری انتظار تصمیمگیری مشارکتی را داشته باشد و دیگری فردی قدرت طلب باشد حل تعارض ممکن است مشکل شود. در هنگام تعارض دچار این مشکل میشوند زوجین که قرار است قدرت چه کسی اعمال شود.
تعارض های ارزشی: اگر همسران نسبت به نظام ارزشیشان خشک و متعصب باشند تفاوت های موجود در نگرشها، اعتقادات و انتظارات ممکن است باعث تداخل در تصمیمگیری مناسب شود. ارزشها و اعتقادات متفاوت همسران را مستعد انتخاب اهداف یا روش های متفاوت برای نیل به اهداف مشابه میکند، از آنجایی که هر هدف نیاز به سرمایه گذاری، وقت، تلاش و گاهی فداکاری دارد همسران نمیتوانند یک هدف را بدون تعیید دیگری دنبال کنند،
عقاید متفاوت درباره نقش های جنسیتی: هنگامی که درک همسران از نقش خود و همسرشان متفاوت باشد ممکن است باعث ایجاد مشکلاتی شود ، مثلا مردی از همسرش میخواهد در خانه بماند و خانه داری کند اما زوجه معتقد است که باید بیرون از خانه کار کند و معتقد است که آنها در مراقبت از کودک و انجام کارهای منزل به طور مساوی مشارکت کنند. از آنجایی که در مفاهیم آنها درباره نقشهای جنسیتی بسیار تفاوت وجود دارد ممکن است تعارض ایجاد شود. همسران باید نقش های جنسیتی را مورد بحث قرار دهند.
زایندگی اندک: تکمیل وظایف و نیل به اهداف یک عنصر لازم در همه روابط است، هنگامی که وظایف انجام نمیشود همسران ممکن است ناکام و خشمناک شوند، برای مثال اگر زنی فقط پس از خشمگین شدن همسرش کارها را انجام دهد مثلا پس از خشمگین شدن همسرش غذا درست کند همسر او یاد میگیرد که برای انجام تمام کارها عصبانی شود زیرا خشمگین شدن تنها راهی است که کارایی دارد، زایندگی اندک در روابط میتواند منجر به بازی دادن و تعاملات نا مناسب شود،
تغییرات و انتقالات: تغییر تحول در روابط همسران غیر قابل اجتناب است، هرچند انسان الگو های آشنا برای موقعیت های متفاوت را ترجیح میدهد، هنگامی که تغییرات ناگهانی و بدون پردازش افکار، احساسات و نیاز ها اتفاق می افتد ممکن است تعارض ایجاد شود، تغییرات ناگهانی حتی اگر مثبت به نظر برسد ممکن است در صورت عدم پردازش نا مناسب باعث اضطراب، پریشان خاطری و گیجی شوند.
مسائل حل نشده گذشته: تا زمانی که مسائل حل نشده همسران مورد بحث قرار نگیرند و به طور شایسته بر روی آنها کار نشود به طور غیر قابل گریز تاثیر منفی بر روی روابط میگذارند، بسیاری از همسران از بس در مورد تعارض امتناع میکنند، زیرا خاطرات رنج آور تعارضات گذشته هنوز وجود دارند، این تجربیات گذشته در زمان حال تحمیل میشوند، روابط ما میتواند التیام بخش یا یادآور رنجها باشد. مثال فردی که از خانواده بسیار مسئولیت پذیر و همیشه در حال کار آمده و پدرش در زمان تماشای تلوزیون پس از انجام تکالیفش به او میگفته تو به کارهایت نمیرسی حالا هم همان انتقاد ها را به صورت رنج آوری وقتی همسرش از او درباره وقت گذاشتن برای خودش با گوش دادن به موسیقی به یاد میآورد یا بالعکس همین رنج را با تعیید همسرش برای گذاشتن وقت برای خودش التیام بخشد.

مدل حوادث و مسائل در مشکلات زناشویی: گاهی اوقات انفجار های انرژی و آذرخش های بزرگ که به وسیله یک جرقه کوچک ایجاد شده منجر به شعله های غیر قابل کنترل تعارض میشوند و گاه نیز خوب کنترل شده میتواند روشنایی و گرما به روابط ما بخشیده و منجر به احساسات روز افزون صمیمیت و نزدیکی شوند.
در اینجا استعاره ای از طبیعت مادر وجود دارد که بسیاری از همسران آن را مفید میابند، در آبفشان های طبیعی مقادیر زیادی بخار آب تحت فشار در زیر زمین قرار دارند، مسائل در روابط شما نظیر این بخار ها و حرارت های تحت فشار هستند، هرچه این مسائل سختتر و حاد تر باشند حاوی مقادیر بیشتری از حرارت و هیجانات منفی هستند، فشار رابطه را در هنگامی که در مورد مسائل به شیوه ای سازنده گفت و گو نمیکنید سرپا نگه میدارد، سپس کوچکترین حادثه ای گاهی آنقدر کوچک که قابل ذکر نیست فوران ناگهانی در روابط شما ایجاد میکند، اکثر همسران با مسائل در بافت حوادث مقابله میکنند به عبارت دیگر تنها در زمان جنگ به مسائل توجه میشود و قطعا این زمان زمان مناسبی برای گفت گو نیست. باید بیاموزید در زمان آرامش و نه در زمان جنگ در مورد مسائل صحبت کنید.

توصیه های عملی:
باید تصمیم بگیرید که در مورد حوزه های تعارضات هنگام آفتابی بودن جو رابطه گفت و گو کنید، به خودتان بگویید الآن زمان مناسبی نیست باید بعدا درباره آن صحبت کنیم.
زمان نزدیک را برای کار بر روی مسئله اختصاص بدهید،
با مسائل تحت کنترل خودتان مواجه شوید، به مسائل اجازه ندهید شما را کنترل کنند.
باهم به صورت یک گروه کار کنید.

مسائل مولد تعارض:
مسائل آشکار: در اکثر اوقات مسائلی که به وسیله حوادث ایجاد میشوند بسیار شفاف هستند و درباره موضوعاتی هستند که اکثر ما در هر روز با آنها مواجه هستیم و مستقیما به همان موضوع برمیگردد، مثل پول، کارهای منزل، مسائل کودکان، خویشاوندان همسر، مسئله مشروع و مواد مخدر.
مسائل پنهان: گاهی اوقات همسران خودشان را در بتن مشاجره در مورد حوادثی میبینند که به نظر نمیرسد وابسته به مسئله ویژه ای باشد، یا وقتی درباره مشکلات خاصی گفت و گو میکنند به هیچجایی نمیرسند رابطه مانند ماشینی گیر افتاده بر روی یخ میباشد که جلو نمیرود. مسائل پنهانی اغلب باعث بحث های ناکام کننده و تخریبگر در میان همسران میشود، مثال: درباره این مسائل به طور باز گفت و گو نمیشود، این مسائل بسیار مهم هستند، آنها انتظارات، نیاز ها و احساسات ابراز نشده ای را بازگو میکنند که اگر به آنها توجه نشود باعث آسیب جدی به ازدواج میشود. مسائل پنهان در خشم های خنثی هم خودشان را نمایان میکنند،
برخی از این مسائل پنهان عبارتند از: قدرت، اهمیت و مراقبت، قدر شناسی، تعهد، تمامیت و پذیرش.

شناخت نشانه های مسائل پنهان
چرخ نخ ریسی: وقتی مشاجره ای با این فکر که {دوباره شروع شد} آغاز میشود باید به مسائل پنهانی مظنون شد، گاهی شما در مورد مسئله ای هیچگاه به جایی نمیرسید زیرا به علت زیربنایی مسئله پنهانی نمیپردازید، ما همه مشاجراتی داشته ایم که در آن چیزی را بارها و بارها گفته ایم و مجدد باز شروع شده و درباره آن احساس نا امیدی کرده ایم.
ماشه چکان های جزئی: هنگامی که مسائل جزئی تبدیل به انفجار میشوند باید به مسائل پنهانی مظنون شویم،
اجتناب: هنگامی که یک یا هر دو شما از مسائل معین یا صمیمیت بیشتر اجتناب میکنید یا احساس میکنید که دیوار هایی بین شما کشیده شده است باید به وجود یک مسئله پنهانی مظنون شوید. این اجتناب بیشتر به دلیل پذیرش است و ترس از ترد شدن.
رقابت و امتیاز گیری: هنگامی که یک یا هر دو شما شروع به امتیاز گیری و رقابت میکنید باید به مسائل پنهانی مظنون شوید. امتیاز گیری متضمن این نکته است که شما احساس نمیکنید برای آنچه در رابطه انجام میدهید از شما قدردانی میشود، ممکن است شما احساس کنترل کنید، امتیاز گیری نشان میدهد که شما به جای اینکه با هم باشید گاهی بر علیه هم هستید.

مقابله با مسائل پنهانی:
در ابتدا مسائل پنهانی تاثیر گذار بر رابطهتان را شناسایی کنید،
با استفاده از تکنیک های گوینده شنونده و در فضا های کار گروهی، باز و سازنده درباره آن صحبت کنید.
به جای حل این مسائل بیشتر به گوش دادن فعال بر افکار و احساسات یکدیگر تمرکز کنید.
به یاد داشته باشید هیچ نوع پذیرشی قدرتمندتر از گوش دادن واقعی به افکار و احساسات همسرتان نیست. در واقع این اعتبار بخشی به افکار و احساسات یکدیگر برای ایجاد صمیمیت هیجانی در روابط ضروری است.

رویکرد های حل تعارض، رویکرد های سازنده و مخرب.
صلح و آرامش با اجبار حفظ نمیشود بلکه با درک و فهم حفظ میشود.
رویکرد های مخرب: همسران مسائل قدیمیشان را پیش میکشند، تنها احساسات منفی را بیان میکنند، اطلاعات انتخابی را مطرح میکنند، بر روی افراد به جای مسائل تمرکز میکنند و بر تفاوت ها با هدف به حد اقل رساندن تغییر تاکید میکنند، اغلب برنده و بازنده وجود دارد که صمیمیت را کاهش میدهد.
حل تعارض سازنده: همسران بر مسائل حال به جای مسائل گذشته متمرکز میشوند، احساسات منفی و مثبت را با هم در میان میگذارند، اطلاعات را به شیوه ای باز بیان میکنند، هرکس مسئولیت خود را نسبت به مشکل میپذیرد و در جست و جوی شباهت ها هستند و هر دو همسر برنده هستند، در نتیجه صمیمیت افزایش میابد و اعتماد پرورش میابد.

سبک های حل تعارض:
مدل نگرانی برای خود و نگرانی برای دیگری: نگرانی برای خود به وسیله میزان پرخاشگری فرد اندازه گیری میشود و نگرانی برای دیگری بر میزان مشارکت متمرکز میشود. 5 سبک این رویکرد که هم فواید دارد و هم مضرات
سبک رقابتی: افرادی که از این سبک استفاده میکنند تمایل به پرخاشگری و عدم مشارکت دارند، منافع خودشان را به هزینه دیگری دنبال میکنند، افراد این سبک با مقابله مستقیم و تلاش برای برنده شدن بدون انطباق اهداف و آرزو هایشان با اهداف و آرزو های دیگران کسب قدرت میکنند، برای این افراد زندگی میدان کارزار است، این سبک برای رشد صمیمیت سازنده نیست.
سبک مشارکتی: افراد که از این سبک برای حل تعارض استفاده میکنند برای رسیدن به اهدافشان بسیار قاطع عمل میکنند اما میزان نگرانی آنها برای دیگران نیز مهم است، مثال: هنگامی که با فردی دچار تعارض میشوم تلاش میکنم که به طور خلاق برای یافتن گزینه های جدید با او کار کنم. مشارکت جویان ممکن است به خاطر روابط از پا در بیایند چرا که انرژی زیادی برای حل تعارض میگذارند، مشکل دیگر این است که مشارکت جویان خوب افراد توانمندی هستند و گاهی از این توانمندی هایشان برای بازی دادن دیگران استفاده میکنند.
سبک توافقی: افرادی که از این سبک استفاده میکنند در نقطه میانی پرخاش و مشارکت قرار دارند، مثال: تو هم باید به سهم خودت قانع باشید، وقتی مشکلی وجود دارد تو هم باید سهم خودت را بپذیری. این سبک از سبک اجتنابی صریحتر است اما به میزان سبک مشارکتی در حل تعرض کارایی ندارد، از سب مشارکتی کمتر وقتگیر است و به مسئولیت پذیری مشترک در تعارضات تاکید دارد. مشکل این سبک این است که راه حل های ساده ای پیشنهاد میکند که ممکن است برای تمامی مسائل مفید نباشد.
سبک اجتنابی: رفتار های منفعلانه و غیر صریح مشخصه این سبک در حل تعارض است، این افراد نه پیگیر نگرانی های خود و نه پیگیر نگرانی های دیگری هستند، آنها با تغییر موضوع یا با کناره گیری از مسئله شانه خالی میکنند. فایده این سبک این است که به اجتناب کننده اجازه میدهد که ببیند چیز خوبی از پایان بحث بیرون میآید و یا اینکه دیگری میتواند موقعیت را بهتر اداره کند. مضرات این سبک ین است که نشان میدهد اجتناب کننده به مسئله اهمیت نمیدهد، مشکل را زیر خاکستر پنهان میکند و این عقیده را تقویت میکند که تعرض بد است و به هر شکلی باید از آن امتناع کنی.
سبک انعطاف پذیر: رفتار غیر صریح و مشارکتی مشخصه این سبک است، افراد این سبک نگرانی های شخصیشان را جهت ارضای خواسته ها و نیاز های دیگران کنار میگذارند، انی افراد به تعارض با منطقی بودن پاسخ میگویند که سودمند است. اما فقط زمانی که خود این فرد اشتباه کند میتواند اشتباه خود را متذکر شود اما صراحت کافی برای متذکر شدن اشتباه دیگری را ندارد. مضرات این سبک گزینه های خلاق را کاهش میدهد زیرا گفت و گوی حقیقی را قربانی میکند، نیز باعث آرزوی تساوی شود.


مراحل حل تعارض:
برخی از زوجین معتقد هستند که اگر مشکلاتی داشته باشند که به آسانی قابل حل نباشد اشتباهی در ازدواجشان رخ داده است، این عقیده میتواند برای یک رابطه بسیار مضر باشد،
یکی از شاه راه های منتهی به نا خرسندی یا طلاق داشتن مشکلات زیاد نیست بلکه باور به این عقیده است که چون همه مشکلات حل نشده اند اشتباه جدی در رابطه صورت گرفته است.

پیش فرض های حل تعارض:
همه زوجین دارای مشکلاتی هستند،
زوج هایی که بیشترین موفقیت را در حل مسائل دارند باهم به عنوان یک گروه کار میکنند.
اکثر زوج ها با عجله در پی راه حلی فوری هستند، آنها نگرانی های واقعی یکدیگر را در نظر نمیگیرند و بنابر این برای ایجاد راه حل های پایا و با دوام با شکست مواجه میشوند.
توضیح: برخی از مشکلات مانند مشکلات و تفاوت های شخصیتی معمولا تغییر نمیکنند و این تفاوت ها همان هایی هستند که در ابتدا زوجین را به هم جذب کرده اما با ورود به زندگی مشترک به مشکل خورده اند و بهترین راه برای حل این مشکلات این است که همسران توانایی پذیرش دیگری را با وجود تفاوت ها پرورش دهند.

هنگام مقابله با مشکلات دارای یک انتخاب هستید، میخواهید علیه مشکلات به عنوان یک گروه کار کنید یا علیه یکدیگر کار کنید، این قانون برای همه مشکلات ریز و درشت صدق میکند.

اگر تصمیم به کار مهمی گرفته اید مثلا چگونه یک والد خوب باشید یا چطور مسئولیت های خانه را تقسیم کنید ضروری است که زمان کافی را ابتدا برای گوش دادن و سپس تصمیمگیری برای اجرای راه حل اختصاص دهید.

دو عامل اصلی که همسران را به اتخاذ راه حل های شتاب زده وادار میکند، یکی فشار زمانی و دیگری اجتناب از تعارض است.
فشار زمانی: ما در دنیای همین الآن بده زندگی میکنیم و به دنبال راه حل های فوری برای مشکلاتمان هستیم، این مسئله میتواند برای خرید شیئی مفید باشد اما برای روابط مفید نمیباشد، در مسائلی که همسران کشمکش دارند گرفتن تصمیمات شتاب زده میتواند تصمیمی ضعیف باشد.
اجتناب از تعارض: گاهی اوقات افراد تصمیمات شتاب زده میگیرند زیرا تاب مقابله با تعارض را ندارند،

گام های حل تعارض: هرچند که این گام ها صریح و ساده هستند اما باید مشتاق کار با یکدیگر و تجربه تغییر باشید. شما باید خلاق و منعطف باشید.
قبل از کار با همسرتان برای حل تعارض بهتر است سؤالات زیر را بپرسید: آیا تلاش برای حل مسئله ارزش دارد؟، آیا گفت و گو درباره این مسئله واقعا رابطه ما را بهبود خواهد بخشید؟، آیا من مشتاق صرف زمان و انرژی لازم برای گفت و گو در مورد مسئله و کمک به همسرم با گوش دادن هستم؟، آیا زمان و مکان مناسبی را برای گفت و گو انتخاب کرده ام؟. اگر پاسخ ها مثبت بود ادامه دهید، اگر برخی پاسخ ها نه بود باید شیوه حل مشکل را تغییر دهید.
مذاکره درباره مسئله: بهتر است قبل از تلاش برای حل مسائلتان در مورد آن مذاکره کنید، تا زمانی که هر دو احساس کنید به درک متقابلی رسیده اید نباید به طرف حل مسئله حرکت کنید. برای این کار میتوانید از تکنیک های گوینده و شنونده استفاده کنید. در بسیاری از مسائل متوجه میشوید که پس از مذاکره خوب واقعا هیچ مسئله ای برای حل کردن وجود ندارد، فقط انجام یک مذاکره خوب کافی است. برای کمک به این راه به این مسائل توجه کنید.
هر همسر باید به تنهایی در مورد آنچه هر دوشان را می آزارد بی اندیشد.
در طول این زمان آنها باید از خودشان سؤالاتی کنند که بر مسئله احساسات و آرزوهایشان در مورد مسئله متمرکز باشد، چه احساسی دارم، چه موقعیت هایی باعث این احساس من شد؟. دلم میخواهد اوضاع چه تفاوتی کند؟. چه چیزهایی از خودم، همسرم و رابطه مان میخواهم. آیا این خواسته ام منطقی است؟.
بعد از تفکر در مورد مشکل هر همسر باید نگرانی ها و احساساتش را به طور صریح بیان کند،
برای بهتر بیان کردن احساسات بهتر است از شیوه x y z استفاده کنید و اینگونه بیان کنید، هنگامی که در موقعیت x عمل را انجام دادی احساس z کردم.
استفاده از این روش بهتر از بیان مبهم یا ترور شخصیت است،
هر همسر باید تلاش کند آنچه را که دیگری میگوید به طور کامل و با استفاده از مهارت های گوش دادن فعال درک کنند،
شنونده باید آنچه را که شنیده هم محتوا و هم احساس را تا زمانی که گوینده قانع شود که شنونده پیام را فهمیده است تکرار کند،
شنونده میتواند برای شفافتر کردن سخنان گوینده از او سؤالاتی بکند.
هر همسر موظف است که گفت و گو را از مسیرش خارج نکند این کار را میتوان با موافقت جهت موکول کردن گفت و گو در مورد مسائل جانبی پیش آمده به زمان دیگر یا با استفاده از عبارت ساده ای نظیر اجازه بده به اصل موضوع برگردیم یا الآن کجای بحث بودیم بحث را به مسیر اصلی بازگردانیم.
هر همسر باید سهم خودش را در مسئله بپذیرد، وقتی که هر همسر بخشی از مسئولیت مشکل را میپذیرد اشتیاق برای همکاری ایجاد خواهد شد.
هر همسر دقیقا باید مشخص کند چه میخواهد.
بعد از اینکه هر دو فرد در مورد اینکه مسئله چیست توافق کردند بحث باید به سمت شناسایی آنچه هر یک میخواهند پیش رود،
از قلم انداختن ای جز از فرایند اغلب اوقات موجب نارضایتی از گفت و گو و مشاجرات مکرر میشود.
مشخص کردن نیاز ها ممکن است مشکل باشد اما برای تسهیل آن زوجین میتوانند صادقانه از یک دیگر بخواهند که آرزوهایشان را بیان کنند،
اگر یکی از همسران بگوید نمیدونم چی میخواهم فقط میخواهم ای مشکلات برطرف شود مشخص است که این جز از مسئله تکمیل نشده است.
در کانون تعارض هیجان خشم اغلب اوقات در برچسب زنی یا حملات کلامی به شخصیت یک دیگر تبلور میابد، هنگام تعارض یک نیروی هیجانی نزولی وجود دارد که گفت و گو را به سوی بی احترامی سوق میدهد، همچنان تمایل به سمت برچسب زدن به همسر وجود دارد.
حل مسئله:
مشخص کردن جزئیات مسئله: اولین گام در حل مسئله مشخص نبودن جزئیات کار با یکدیگر است، نکته کلیدی در اینجا شفاف کردن آن چیزی است که باید حل شود، اغلب اوقات مذاکره ابعاد مسئله را برای شما شفاف خواهد کرد، اکنون لازم است در مورد مسئله مورد تمرکز تصمیمگیری کنید، بسیاری از مشکلات حل نشدنی به نظر میرسند مانند سنگ بزرگی بر سر راه، اما همین سنگ بزرگ را هم با شکستن و خورد کردن میتوانید از سر راه بردارید، پس مسائل را به قطعات کوچک تقسیم کنید و حلشان کنید. اگر قطعات کوچکتری برای مسئله وجود ندارد بهتر است بر روی همین مسئله کار کنید.
بارش فکری: شناسایی گزینه های مختلف، در این مرحله همسران جهت مقابله با مشکل نظرات خود را مطرح میکنند ، در انجام این کار چندین قانون وجود دارد،
هر نظری پیشنهاد میشود خوب است.
یکی از شما باید نظرات را در هین در میانگذاری یادداشت کند.
خلاق باشید آنچه را که به ذهنتان میرسد پیشنهاد کنید.
اگر میتوانید تفریح و شوخی را وارد این مرحله کنید بر همه احساسات منفی در هنگام مذاکره غلبه میکنید.
اگر بتوانید بر خواسته خود برای انتقاد از نظرات همسرتان غالب شوید یکدیگر را برای نظر دهی بیشتر تشویق خواهید کرد.
بعد از اینکه گزینه های مختلف ارائه شد آنها را بررسی کنید.
نکات مثبت و منفی هر یک را یادداشت کنید و بهترین راه حل را بر گزینید.
توافق و سازش: بعد از اینکه گزینه های مختلف مشخص شدند زمان آن است که برای انجام برخی تغییرات با یکدیگر توافق کنید، در این کار هدف این سات که با یک راه حل ویژه یا ترکیبی از راه حل های که هر دو بر روی آن توافق داشته اید پیش بروید. تا بر روی نظریات توافق نکنید به نتیجه نخواهید رسید.
گاهی توافق به طور آشکاری متضمن دست شستن از چیزی است که خواهان آن هستید و ممکن است چنین راه حلی بهترین راه حل باشد، اگرچه در یک نگاه سریع این کار ممکن است به نظر بازندگی بیاید اما در دراز مدت نوعی پیروزی برای رابطه است.
اگر بخواهید همیشه بر خواسته هایتان اسرار کنید ازدواج خوبی نخواهید داشت، هنگامی که بتوانید که نیاز های رابطه را مقدم بر نیاز های شخصی بدانید رابطه عالی را پرورش خواهید داد.
راهبرد هایی موجود است که به همسران کمک میکند تا به توافقاتی با هم برسند که هر کدام فواید و مضراتی دارند.
این به آن در، این یک راهبرد توافقی است که از طریق آن دو نفر موافقت میکنند که اگر آن کار را انجام دهی این کار را انجام میدهم، این راهبرد مؤثر است زیرا آنچه را که هر فرد باید انجام دهد مشخص میکند، ضرر اصلی این راهبرد این است که اگر فردی نتواند کارش را انجام دهد توافق به راحتی نقض میشود. عیب دیگر این است که تقسیم کار های مساوی سخت است اما در صورت توافق میتواند کمک کننده باشد.

نوع دیگری از رابطه توافقی است که از طریق آن موافقت میکنیم کاری را که فرد مقابل از شما میخواهد انجام دهید برای اینکه بتوانید کاری را که خودتان میخواهید انجام بدهید، مثلا همسری که از شوهرش میخواهد از کودکان بیشتر مراقبت کند او هم قبول میکند تا در عوض دو شب نگهداری از کودکان یک شب را بیرون بماند.این روش نسبت به روش بالا فواید بیشتری دارد به این دلیل که نتایج عدم توافقات واقعی هستند و مبتنی بر آنچه دیگری انجام میدهد نیست، این راهبرد خصوصا زمانی خوب عمل میکند که یک همسر از دیگری میخواهد که تغییر کند، زیرا این تغییر او را قادر میسازد چیزی را که دوست دارد به دست آورد، این کار به کشمکش های قدرت که در آن یک همسر احساس میکند تغییر تنها به نفع دیگری است کمک میکند. ضرر این راهبرد این است که بسیاری از زوجین در رسیدن به هرگونه توافق قابل پذیرش دو جانبه مشکل دارند.
توافق بر سر عدم توافق: بعد از وارسی همه راه حل ها همیشه نیل به یک راه حل توافق دو جانبه ممکن نیست، مثلا زوجینی که هر کدام قصد داشتن با پولشان کاری کنند وقتی به نتیجه نرسیدند هیچ کدام کاری نکردند و پولشان را ذخیره کردند، زمانی که مسئله برای بقای رابطه حیاتی نیست توافق بر سر عدم توافق میتواند امکان یافتن یک راه حل را در آینده باز بگذارد، اما زمانی که اختلافات اساسی تر هستند مثلا یکی بچه میخواهد و دیگری خیر، این روش فقط در کوتاه مدت اثر دارد،
قبل از رسیدن به توافق نهایی بهتر است چند روش را امتحان کنید اما زمانی که به توافق رسیدید بهتر است که شفاف بوده و برای توافق احترام گذاشته و برای حفظ آن پایبند باشید، از اجبار کردن دیگری برای توافق امتناع کنید، به توافقی که نمیتوانید به آن عمل کنید شتاب زده به توافق نرسید. قبل از به توافق رسیدن نهایی به درک کامل از معنی توافق برسید. زمانی که زوجین ناراحت هستند از رسیدن به توافق امتناع شود.
تاکتیک های فشار نظیر تحدیدهای ذهنی اغلب اوقات باعث برد در جنب ولی باخت در رابطه میشود. زوجین باید برای توافق انجام گرفته یک قرارداد امضا کنند که میتواند شامل تاریخ، موارد مورد توافق، کارهایی که باید انجام گیرد و غیره باشد.
پیگیری: بسیاری از همسران جهت آزمایش یک راه حل ویژه برای یک مشکل به توافق میرسند، مهم است که میزان کارایی راه حل پیگیری شود، پیگیری دارای دو فایده کلیدی است.
برای تعیین کارایی راه حل هایی در دراز مدت آنها را وارسی کنید، گاهی انجام یک توافق واقعا مشکلی را حل نمیکند یا مشکلات دیگری را هم روشن میکند و باید در مورد آنها خیلی زود به گفت و گو پرداخت.
پیگیری باعث پاسخگویی و مسئولیت پذیری میشود، تغییر کاری دشوار است و توافق برای تغییر ممکن است با شکست رو به رو شود که باید به سرعت بر سر دلایل شکست گفت و گو شود.

هنگامی که مسائل دشوار هستند؛ این مدل گاهی اوقات کارایی ندارد در آن زمان باید چه کرد.
تحقیقات نشان داده چند مشکل شایع هنگام مقابله با مشکلات پیش میآید؛ چند پیشنهاد:
به گام های پیش برگردید: در هر قسمت از مراحل حل مسئله ممکن است به بنبست بخورید و ناکام شوید، اگر چنین است بهتر است به مرحله مذاکره باز گردید، این گیر کردن نشانه این است که یا در مورد مسئله خاصی صحبت نکرده اید یا اینکه به احساسات یک نفر یا هر دو شما اهمیت داده نشده است در طی مذاکره، بهتر است به جای فشار آوردن برای یافتن راه حل که ممکن است کارایی نداشته باشد آهسته حرکت کنید تا زمانی که به فرایند عادت کنید.
نیمه راه میتواند شما را به مقصد برساند، همیشه پیدا کردن راه حل قطعی ممکن است در یک جلسه رخ ندهد پس بهتر است به منظور توافق جهت برداشتن گامهای بعدی برای رسیدن به بهترین راه حل به جزئیات بپردازید،
هنگامی که راه حلی وجود ندارد؛ گاهی برای برخی مشکلات راه حلی که هر دو شما را خشنود کند وجود ندارد، تصور کنید مراحل فوق حل مسئله را طی کردید اما هنوز به توافق نرسیده اید در این صورت یا باید اجازه دهید فقدان راه حل به رابطه شما آسیب بزند، یا میتوانید برنامه ریزی کنید که چطور با وجود تفاوت هایتان زندگی کنید.

کنترل تعارض
قوانین اساسی برای حفظ یک رابطه
قانون اساسی: هنگامی که تعرض شدید میابید تقاضای وقت استراحت یا توقف خواهیم کرد یا دوباره سعی میکنیم از تکنیک های گوینده شنونده صحبت میکنیم یا موافقت میکنیم که بعدا در مورد مسئله در یک مکان ویژه با تکنیک های گوینده شنونده صحبت کنیم. این قانون اساسی ساده به شما برای مقابله با الگو های تخریبگر شدید، بی اعتبار سازی، کناره گیری و اجتناب کمک میکند. هم بر سر این قانون توافق کنید هم بر سر نشانه ای که نشان میدهد که شما وقت استراحت یا توقف میخواهید هم توافق کنید. حتی اگر یکی از شما بیشتر تقاضای وقت استراحت میکند باز هم شما بر مبنای توافقتان عمل کرده اید و با یکدیگر کار میکنید که این یک نکته کلیدی است، اگر قنون توقف را نگذارید میتواند چنین به نظر رسد که یک همسر اجتناب میکند و همانطور که قبلا گفته شد این اجتناب تبدیل به یک سوختی برای تشدید و خشم بیشتر میشود. با وجود این اگر یک همسر کناره گیر از زمان استراحت بیشتر به شیوه ای استفاده کند که به نظر به کناره گیری بدون پیگیری برسد احساس خردمندانه است که همسر دیگر گفت و گو درباره مسائل را به شیوه ای صحیح ادامه دهد. لازم است که هر دوی شما در مورد مسائل مهم به شیوه ای سازنده گفت و گو کنید،با توافق بر سر تکنیک های گوینده شنونده توافق میکنید با مسئله ای که خارج از کنترل است بهتر مقابله کنید.
هنگامی که تصمیم میگیرید بعدا گفت و گو کنید سعی کنید زمانی را در اسرع وقت اختصاص دهید،
چنانچه تقاضای توقف میشود چنانچه اوضاع خیلی هیجانی باشد ممکن است صحبت فروی را دشوار یابید، درست است میتوانید زمانی را بعد از آنکه اوضاع آرام گرفت اختصاص دهید.
اگر هنگام صحبت درمورد یک مسئله مهم از زمان استراحت استفاده کردیم و همسرم در مورد صحبت کردن بر نگشت چه کنم؟: توصیه میشود تا زمانی که ایمنی لازم را در رابطه ندارید بهتر است که از دنبال کردن مسائل به شیوه ای صریح تا زمان بدون خصومت بپرهیزید،
سازنده بودن به معنای حفظ آرامش به هر قیمتی نیست، بهتر است با مسائل مقابله کنید تا اصلا مقابله نکنید.
اگر با استفاده از زمان استراحت میخواهید از مسائل اجتناب کنید با این تمایل در درون خود مبارزه کنید.
خود تنظیمی {روشی شگفت انگیز برای حفظ کنترل}: دو نکته کلیدی
به افکارتان نگاه کنید،
تصور کنید که همسرتان چیزی گفته که باعث رنجش زیاد شما شده است، خواه منظورش همان بوده یا خیر در مورد آنچگونه میاندیشید؟، اکثر ما به تفسیر خود بیشتر از آنچه همسرمان گفته واکنش نشان میدهیم، برخی افراد تمایل به قضاوت منفی درمورد انگیزه های همسرشان دارند، یعنی انگیزه های همسرشان را همیشه بد و منفی تلقی میکنند،
قضاوت هایی که شما درباره علت گفته ها و اعمال همسرتان میکنید تاثیر زیادی بر چگونگی تفکر شما در باره او دارد.
به بدنتان آرامش بدهید: یک مورد مهم در مقابله خوب با تعارض، کنترل واکنش های بدنی همراه با آن است. به محض اینکه آشفته و عصبی شدید نه تنها افکار بلکه باید بدنتان را هم آرام کنید،
مهارت هایی برای آرامش بخشی:
بنشینید چشمهایتان را ببندید و در مورد چیز های مثبت فکر کنید.
پیاده روی کنید.
یک رمان خوشایند را بخوانید.
با بچه ها بازی کنید.
تمیز کاری کنید. برای برخی ها مفید است.

قانون اساسی 2: هنگامی که گفت و گوی بدی دارید باید از شیوه مناسب گفت و گو استفاده کنید، نکته کلیدی این قانون این است که هر دو شما تصمیم گرفته اید با موضوعات دشوار حساسیت زا به طور مناسب تر و ساختار یافته تر به جای استفاده از روش های تخریبگر و قدیمی مقابله کنید.

قانون اساسی 3: مذاکره بر مسئله را از راه حل برای مسئله جدا کنید، برای حل مسئله نباید زیاد عجله کنید و ابتدا مذاکره را به خوبی انجام دهید و بعد به دنبال راه حل هایی برای حل مسئله بروید.

قانون اساسی 4: انتخاب یک زمان مناسب برای حل مسئله، شما میتوانید هر زمان حل مسئله را به پیش بکشید اما آیا طرف مقابل هم این آمادگی را دارد؟. همسران معمولا زمان های بدی را برای حل مسئله انتخاب میکنند هنگام شام، هنگامی که از سر کار باز میگردید، هنگامی که فرزندان را به مدرسه میبرند یا غیره، که ممکن است مخاطب شما مخاطب خاموش باشد. پس یک زمان مناسب را برای حل مسئله در زمان آرامش انتخاب کنید.
باید به این 2 نکته توجه کرد که هر دو شما باید آمادگی خود را برای شروع حل مسئله اعلام کنید و کاملا به حرف های دیگری توجه کنید و هم اگر یک نفر نخواست صحبت کند به نظر او احترام بگذارید.
اگر فکر میکنید که این کار اجتناب از صحبت کردن است باید به این توجه کنید همسری که قصد صحبت کردن ندارد مسئول است تا نزدیکترین زمان را برای حل مسئله بین 24 ساعت یا 48 ساعت آینده انتخاب کند.

قانون اساسی 5: داشتن یک جلسه حل مسئله هفتگی، شاید به دلیل مشکلات روزمره قرار دادن چنین جلسه ای سخت باشد اما بسیار میتواند مفید باشد برای حل مشکلات و همچنین اگر بدانید زمانی برای صحبت و حل مسئله در زمانی دیگر را ندارید حد اقل میدانید چنین وقتی را در طول هفته یک بار دارید، در ضمن این روش میتواند برای گیر افتادن در تله رقص ارتباط خواه و کناره گیر مفید باشد زیرا ارتباط خواه میتواند صبر کند تا چنین روزی در هفته و میداند که زمانی برای بیان احساساتش وجود دارد همچنین کناره گیر نیز آرام است زیرا میداند کهمشکلات تا آن زمان فراخوانده نمیشوند و میتوانید در آن جلسه با آرامی با یکدیگر صحبت کنید.

قانون اساسی 6: اختصاص دادن زمانی برای تفریح و لذت بردن، دوستی و معاشقه. زوجین توافق میکنند تا در برابر تعارضات و مشکلات از این تفریحات لذت بخش خودشان محافظت کنند. اگر در زمان این تفریحات تعارضی پیش کشیده شد، ابتدا مهم است که اصلا در این زمان ها با هم تعارض نکنند اما در صورت رخ دادن بهتر است آن را متوقف کرده و به زمان دیگری مانند جلسات هفتگی موکول کنید.
پایان، امیدوارم زندگی های خوب و خوشی داشته باشید. انشا الله که آرامش و مودت سراسر زندگیتان را بپوشاند.
امیر احمدی

تماس با ما

  • آدرس: نیاوران، چهار راه مژده، نبش نجابت جو، پلاک 352، طبقه 4 شمالی
    تلفن : 26851286-021

     ایمیل : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه نشانی پست الکترونیکی خود را در فرم زیر وارد نمایید. پس از آن به صورت خودکار ایمیلی به نشانی شما ارسال میشود، برای تکمیل عضویت خود و تایید صحت نشانی پست الکترونیک وارد شده، می بایست بر روی لینکی که در این ایمیل برایتان ارسال شده کلیک نمایید.